|
فروشگاه عشق عميق ترين کلمه "عشق" است . عشق فروشی نیست باید به دستش بیاوری !
| ||
|
سهراب سپهری شاعر و نقاش کاشانی بود که در ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان متولد شد. او از مهمترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبانهای بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. وی پس از ابتلا به بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت سپیده در دور دست قویی پریده بی گاه از خواب شوید غبار نیل ز بال و پر سپید. لب های جویبار لبریز موج زمزمه در بستر سپید. در هم دویده سایه و روشن. لغزان میان خرمن دوده شبتاب می فروزد در آذر سپید. همپای رقص نازک نی زار مرداب می گشاید چشم تر سپید. خطی ز نور روی سیاهی است: گویی بر آبنوس درخشد زر سپید. دیوار سایه ها شده ویران. دست نگاه در افق دور کاخی بلند ساخته با مرمر سپید. شعرهای سهراب قشنگه ادامه ی شعرها رو میتونین در ادامه مطلب ببنید... ادامه مطلب [ ۱۳۸٩/۱٢/٢٢ ] [ ٦:٠٤ ب.ظ ] [ علی زمزمه ]
بیکرانه در انتهای هر سفر در آیینه دار و ندار خویش را مرور میکنم این خاک تیره این زمین پاپوش پای خسته ام این سقف کوتاه آسمان سرپوش چشم بسته ام اما خدای دل در آخرین سفر در آیینه به جز دو بیکرانه کران به جز زمین و آسمان چیزی نمانده است گم گشته ام کجا مرا ندیده ای ؟
ادامه شعر ها در ادامه مطلب ... ادامه مطلب [ ۱۳۸٩/۱٢/۱۸ ] [ ٩:۱٤ ب.ظ ] [ علی زمزمه ]
گر شادی وصال تو یک دم نمی رسد شادم که جز غمت به دلم غم نمی رسد
خورشید اگر به مشت زری وصل گل خرید هرگز به پاکبازی شبنم نمی رسد ای ابر رهگذار به برقی نوازشی بر کشت زار ما اگرت نم نمی رسد چون مرغکان گلشن تصویر شیونم هرگز به گوش آن گل خرم نمی رسد با آن که همچو آینه ام در غبار غم گردی ز من به خاطر همدم نمی رسد
تو مرو از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو مرو اشک اگر می چکد از دیده تو در دیده بمان موج اگر می رود ای گوهر دریا تو مرو ای نسیم از بر این شمع مکش دامن ناز قصه ها مانده من سوخته را با تو مرو ای قرار دل طوفانی بی ساحل من بهر آرامش این خاطر شیدا تو مرو سایه ی بخت منی از سر من پای مکش به تو شاد است دل خسته خدا را تو مرو ای بهشت نگهت مایه ی الهام سرشک از کنار من افسرده ی تنها تو مرو
ادامه در ادامه مطلب یه نگاه بکن ضرر نمیکنی ادامه مطلب [ ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ ] [ ٩:٠۸ ب.ظ ] [ علی زمزمه ]
سبوی شکسته شعله ی آتش عشقم منگر بر رخ زردم همه اشکم همه آهم همه سوزم همه دردم چون سبویی که شکسته ست و رخ چشمه نبیند غوش تو گردم ? کو امیدی که دگرباره هم لاله صبح بهارم که درین دامن صحرا آتش داغ گلی شعله کشد از دم سردم کس ندانست که چون زخم جگر سوز نهانی سوختم سوختم از حسرت و لب باز نکردم جلوه ی صبح جوانی به همه عمر ندیدم با خزان زاده ام آری گل زردم گل زردم
ادامه در ادامه مطلب قشنگه بخونید ادامه مطلب [ ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ ] [ ۸:٥٩ ب.ظ ] [ علی زمزمه ]
آرزو به جان جوشم که جویای تو باشم خسی بر موج دریای تو باشم تمام آرزوهای منی کاش یکی از آرزوهای تو باشم ای نگاهت خنده مهتاب ها بر پرند رنگ رنگ خواب ها ای صفای جاودان هر چه هست باغ ها گل ها سحر ها آب ها ای نگاهت جاودان افروخته شمع ها خورشید ها مهتاب ها ای طلوع بی زوال آرزو در صفای روشن محراب ها ناز نوشین تو و دیدار توست خنده مهتاب در مرداب ها در خرام نازنینت جلوه کرد رقص ماهی ها و پیچ و تاب ها خنده ات آیینه ی خورشید هاست بقیش رو مینویسم در ادامه مطلب جالبه نبینی ضرر کردی
ادامه مطلب [ ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ ] [ ۸:٤٧ ب.ظ ] [ علی زمزمه ]
یکی پشت موتور گازی نشسته بوده و هی از یه بنز جلو میزده... راننده بنز عصبانی میشه و میزنه کنار و به موتوری میگه: آقا تو چطور از من جلو میزدی؟ مرده میگه: ببخشید... کش شلوارم به آینه بغل شما گیر کرده بود فیله و مورچه هه باهم ازدواج میکنن فیله میمیره مورچه هه میگه: بدبخت شدم حالا باید تا آخر عمر براش قبر بکنم یه نفر داشته پشت بوم خونش رو آسفالت میکرده، آسفالت زیاد میاره، سرعت گیر میذاره
جوک های بیشتر در ادامه مطلب ادامه مطلب [ ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ ] [ ٧:٥٥ ب.ظ ] [ علی زمزمه ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||